در سالهای اخیر، تعداد زیادی از دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری در مراحل ابتدایی و دبیرستان به طور متداول در کلاسهای آموزش عمومی تحصیل میکنند. به عنوان مثال، در سال تحصیلی ۲۰۰۰-۲۰۰۱، ۴۴ درصد از دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری (سنین ۶ تا ۲۱ سال) کمتر از ۲۱ درصد از وقت را در محیطهای آموزش ویژه (که در واقع آموزش عادی نامیده میشود) گذرانده بودند، در حالی که ۴۰ درصد از دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری، ۲۱ تا ۶۰ درصد از آموزش خود را در کلاسهای آموزش ویژه (که در واقع کلاس مرجع نامیده میشود) دریافت کرده بودند (وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده، ۲۰۰۳).
این افزایش حضور در کلاسهای آموزش عمومی به دلایل متعددی رخ داده و با تغییراتی در ساختار فرهنگی کلاسهای روزانه همراه بوده است. اطلاعات بیشتر درباره آموزش ویژه و تطبیق آن با شرایط فرهنگی در کلاسهای آموزش فراگیر در بخش ملاحظات چندفرهنگی صفحات بعد آمده است.
در سالهای اخیر، تعداد زیادی از دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری در مراحل ابتدایی و دبیرستان به طور متداول در کلاسهای آموزش عمومی تحصیل میکنند. به عنوان مثال، در سال تحصیلی ۲۰۰۰-۲۰۰۱، ۴۴ درصد از دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری (سنین ۶ تا ۲۱ سال) کمتر از ۲۱ درصد از وقت را در محیطهای آموزش ویژه (که در واقع آموزش عادی نامیده میشود) گذرانده بودند، در حالی که ۴۰ درصد از دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری، ۲۱ تا ۶۰ درصد از آموزش خود را در کلاسهای آموزش ویژه (که در واقع کلاس مرجع نامیده میشود) دریافت کرده بودند (وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده، ۲۰۰۳).
این افزایش حضور در کلاسهای آموزش عمومی به دلایل متعددی رخ داده و با تغییراتی در ساختار فرهنگی کلاسهای روزانه همراه بوده است. اطلاعات بیشتر درباره آموزش ویژه و تطبیق آن با شرایط فرهنگی در کلاسهای آموزش فراگیر در بخش ملاحظات چندفرهنگی صفحات بعد آمده است.